فقدان هوش سیاسی و مقهور پروپاگاندای دشمن شدن می تواند یک کنشگر سیاسی را به ورطه ای سوق دهد که بخواهد بین افکار میرحسین و شاهزاده پل بزند

فقدان هوش سیاسی و مقهور پروپاگاندای دشمن شدن می تواند یک کنشگر سیاسی را به ورطه ای سوق دهد که بخواهد بین افکار میرحسین و شاهزاده پل بزند

گفتگونیوز: توهم درد مشترک برخی از کسانی است که این روزها ردای اپوزیسیون به تن کرده اند و در عالم خیال، خود را مبارز می دانند. مهدی نصیری از این جنس افراد است که زیست سیاسی پر فراز و نشیبی را تجربه کرده و هر از گاهی اظهارات نامعقول و سستی از او می خوانیم و می شنویم.

عجیب ترین اظهار نظر او نزدیک شدن تاجزاده به شاهزاده بود که در نگاه نخست حرفی مضحک به نظر می آید اما بیانگر سیر نزولی و قهقرایی است که می توان در کنشگری سیاسی یک فرد مشاهده کرد.

تضاد و تفاوت در مشی سیاسی مصطفی تاجزاده و رضا پهلوی آنقدر زیاد است که حتی نمی توان تصور کرد که این دو بتوانند بر کمترین مخرج مشترک گفتگو کنند. تاجزاده در عین تندروی در کنشگری سیاسی خود ، چارچوبی دارد که ذیل جمهوری اسلامی تعریف می شود و در مختصات سیاسی می توان او را نماد طیفی دانست که خواستار اصلاحات جدی در قانون اساسی است. هر چند این نگاه او منتقدان فراوانی در طیف اصلاحات دارد اما هیچگاه او را نمی توان در سمت براندازان قلمداد کرد.

در توصیف شاهزاده اما همان اظهارات اردشیر زاهدی در وصفش کفایت می کند و ابدا در قد و قواره ای نیست که بتوان در باره او گفت و نوشت.

آنچه امروز از زبان مهدی نصیری شنیدیم ناشی از تصویر سازی کاریکاتوری از مطالبات مردم در رسانه های معاند در سال های اخیر است که نصیری را به ورطه ای سوق داده که نه بازگشتی دارد و نه آینده ای.

شاید اگر اندکی تامل در دیدگاه‌های میرحسین موسوی، تاجزاده و کسانی که او در گفتگو با بی بی سی از آنها نام می برد می داشت چنین تیتر مضحکی را در مقابل نامش در رسانه ها نمی دید.

این چنین است که فقدان هوش سیاسی و مقهور پروپاگاندای دشمن و رسانه های آنها شدن می تواند یک کنشگر سیاسی را به ورطه ای سوق دهد که بخواهد بین افکار میرحسین و شاهزاده پل بزند.

یکی از درست ترین واکنش ها را در ارتباط با اظهارات نصیری را از سوی محمدعلی ابطحی شاهد بودیم که گفت: بد پوست خربزه‌ای زیر پای آقای نصیری انداخته‌اند تا تمامش کنند. هم از داخل و هم از خارج و از درون اپوزوسیون.